X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک کوچه گرد

ساکن نوشت ساختمانی که همینطور بالا می رود ؛ یا همانا ؛ سیستم

ما ساکنان طبقه همکفیم

با گلهایی تازه روی میز شام

و عکسهامان که روی دیوار لبخند می زنند


در طبقه ی بالا

زنده گی می کنند

پیرزنی که آلزایمر دارد

و پیرمردی که دایما سرفه می کند

با قاب عکسی از طبیعت بی جان

و شیر آبی که چکه می کند


پاییز که بیاید

آنها به آسمان خواهند رفت

و ما

ناگزیر

به طبقه ی بالا نقل مکان خواهیم کرد