X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک کوچه گرد

پیشامد نوشت پسا ایام

قرار به نوشتنم نبود امشب و در گذرم برای برداشتن پستی و پیدا کردن آدرسی نگاهم از چند خطی گذشت در چند پستی که سیاه شده بودند بواسطه قلم سیاه و سیاهی زبانمان و این شد وسوسه ی فشردن مجدد کلید های کیبورد در این صفحه و در این نقطه ی زمانی و مکانی اکنون. سه روزی زیبا کنار بودیم و خوب بود و گذشت بسان همه گذشتن هایی که کاری جز گذشتنشان نیست و این چنین شد که رسیدیم به لحظه و ؛آن؛ که دمی ست و هر دمش غنیمتی و خزعبلاتمان گل کردن گرفته است و می رویم تا لحظه ای دیگر که آمدنمان شود به کوچه ی خاطراتمان. نقطه 

پ ن : پی نوشتی نوشتم که خر کند خنده ...  مفت چنگ عزیز خاننده (حرف زیاده) به دل نگیر‌