X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک کوچه گرد

این دو روز نوشت منِ من

دیروز روز آخر فیلمبرداری مستند تئاترم بود...شب رفتم جیحون خونه ی رسول و جواد.محمد ومحمدرضا و رضا و میثم هم بودند.شب ماندم و امروز رفتم انقلاب کتاب گرفتم برای امیر حسین و بعد هم رفتم چهار راه پارک چکم را بعد از ماه ها وصول کردم بعد برگشتم ناهار نخورده خوابیدم و ناهار نخورده رفتم دفتر امیر برای تدوین کار که تنها فرصت کپچر شدن کار بود و بعد با امیر رفتیم فرهنگسرای نیاوران کنسرت ارکستر ملی جام جم (بچه های دانشکده) در جشنواره موسیقی فجر. حالا هم که برگشته ام کمی تا قسمتی خسته و گشنه آمدم برای ثبت لحظات و کم کم هم می خواهم بروم هم خستگی در کنم و هم گشنگی را و هم برنامه ی "دیروز ، امروز ، فردا" را ببینم که مثل اینکه امشب زیادی خاص است. 

 

پ ن : دوست داشتم این پست را با جزییات بیشتری می نوشتم اما نمی دانم چه شد که شد این. جزییاتش مجله نسیم بیداری بود و رادیو جوان و پاسداران و یونس و هوا و فشردگی و بچه های دانشکده حاضر در فرهنگسرا و اجرای کنسرت سه نفره پسران جوراب فروش در خیابان فاطمی و خودم و خودت و خودش و سکوت. 

 

پ ن ۲ : پارسال همین روزها بود که با صادق و حسن و مریم رفتیم تالار هنر اصفهان تک نوازی تار آرشام. یک دسته گل رز سفید هم برایش گرفته بودیم.یادش بخیر جمعه بود و باران می بارید و نمی دانم چرا هوای باران خورده آن روز بوی مادرم را می داد. جزییات آن روز دقیق در خاطرم است ، من و دل و باران و خط میدان لاله - دروازه دولت 

 

پ ن 3 : مادر با ماشین تصادف کرده. خودش و امیر طوریشان نشده خدارا شکر ، خسارت ماشین دیگر را بیمه می دهد اما ماشین خودمان چون بیمه بدنه نبوده شامل بیمه نمی شود...خدا سلامتی بدهد 

 

پ ن 4 : حس گسی دارم که نمی گذارد بنویسم...باشد خب...نمی نویسم       نقطه سکوت.