X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک کوچه گرد

امروزها نوشت پسر سینوسی

 فردا امتحان دارم،امتحان ششم . پنجتایی را که تا بحال داده ام خوب بوده اند سلام می رسانند فقط کمی دلتنگی می کنند آخر برایشان وقت گذاشته ام به مقدار هیچ ، در مجموع شاید برای پنج امتخانم 3 یا 4 ساعتی خوانده باشم اما خدا را شکر نمراتم بد نمی شود یعنی خیلی خوب می شود یعنی شاید هر کدام در حد بیست هرچند این روزها بیست برایم مهم نیست و کلا همه چیز نسبتا بی معنیست. نمودار اعتماد به نفسمان این روزها سینوسی می زند و هرروز می رود هرکجایی که نگارش می رود و از آنجا که این روزها نگارش سر ناسازگاری دارد معمولا نمودارمان سر ش پایین است و سوت می زندبرای خودش . باز خوش به حال اعتماد به نفسمان که نگاری دارد که سر روی شانه هایش بگذارد و لمحه ای غم دنیا فراموشش شود ما چه کنیم که بی نگاریم و سخت در انتظار نگاری که پیدا شود در این شهر و دلمان را با خود ببرد آن کجا که باید ، اما چونان که از رخسارمان پیداست و از احوالاتمان هویدا حالا حالاها قرار نیست چونان شود و به قول دوست نسبتا خوبمان امرداد دیوار شاید عاشق شود ما نمی شویم اما در جواب می توانیم بگوییم که اینها همه کشکیست که در روزهای سرد زمستان میریزند روی آش رشته یا شله قلمکار و هورت می کشند بالا که جیگرشان حال بیاید و سرما از تنشان بیرون شود. 5شنبه امتحاناتمان تمام می شود و ما نمی دانیم رخت سفر بربندیم برویم خانه دیداری تازه نماییم یا بمانیم و در ایام جشنواره فیلم و تئاتر فجر کسب فیض نموده بر تجربیات خویشتن خویش بیفزاییم. در پایان شایان ذکر است که به شما دوست عزیزتر از جان و گوهر اذهان و ستاره آسمان عرض نمایم از آنجا که مطالب این وبلاگ بدون هیچگونه تفکر و تدبر و تعقل و همانا یهویی نوشته می شود و از تنور ذهن بصورت داغ در دسترس علاقه مندان قرار می گیرد از طرف نگارنده مذکور پیشنهاد می گردد که جدی نگیرید و هر چه زودتر به بازدید از مطالب عمیق و چند لایه دیگر وبلاگ ها بشتابید باشد که همگی رستگار شویم.

 

 

پ ن : در کشتن ما چه می کشی تیغ جفا          ما را سر تازیانه ای بس باشد 

پ ن 2 : راستی ... به نظرتون جمع مکثر وبلاگ چی می شه ؟