X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک کوچه گرد

امروز نوشت الکی من

امروز نمایشنامه خوانی داشتیم. متن طبیب اجباری مولیر . تجربه خوبی بود من نقش ازگنرل رو داشتم(نقش اصلی داستان) نمی دونم خوب از کار در اومد یا نه ولی به هر ترتیب خوش گذشت 

بعدش هم کلاس ارتباط بصری داشتم. خوب بود.طرحام به نظر خودم از همه بهتر بودن هرچند که سعی کرده بودم ساده کار کنم و فوتو شاپش رو هم علی واسم کار کرده بود ولی استاد زیاد درباره کارم صحبت نکرد البته نتونست از کارم ایرادی بگیره. استاد خوبیه اگه سلیقه ای کار نکنه و فقط کارای "......" رو نبینه 

عصر هم رفتم دبیرخانه جشنواره واسه راس و ریس کارا که البته اونجا با سیامک انصاری هم دیدار کردم،البته هرچند کوتاه بود اما امیدوارم در روزهای بعدی جشنواره بیشتر باهاش آشنا و حتی دوست شم. آدم با شعور و با شخصیتی به نظر می رسه 

الانم داشتم واسه چندمین بار فیلم املی رو میدیدم که حوصلم سر رفت اومدم پای نت 

 

 پ ن : میلاد امام رضا(ع) بر همتون مبارک. امیدوارم حاجت ها و آرزوهای قشنگتون براورده بشه 

  

پ ن : زمین از دلبران خالیست یا من چشم و دل سیرم

         که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم؟

         خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد

         که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم